"قلعه حقیقت"

من یک آریایی مسلمانم

"قلعه حقیقت"

من یک آریایی مسلمانم

آریایی بودن، ایرانی بودن، وطن پرستی، هیچ کدام معنی اسلام ستیزی را نمی دهد.

طبقه بندی موضوعی

۷ مطلب با موضوع «شیطان پرستی» ثبت شده است


سلام در راستای کمک به شما عزیزان و بازدیدکنندگان محترم 

این وبسایت خدمات تایپ و پاورپوینت را انجام میدهد 

به قیمت بسیار منصفانه

فقط کافیست در قسمت نظرات آدرس فایل آپلود شده خود را بفرستید 

و

 مطمئن باشید در اسرع وقت کار شما انجام خواهد شد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۶ ، ۱۷:۳۲
Matin Delove



چون بسی ابلیس آدم روی است است

پس به هر دستی نشاید داد دست



۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۱۸
Matin Delove

قصه ها و افسانه ها و باورهای خرافی سینه به سینه از دوران غارنشینی به داستان های آفرینش رسیده و اهریمن زادگان در برابر فرشتگان و آفریده های خداوند صف آرایی کردند. گروهی از موجودات شرور هم که توان نبرد روردررو را نداشتند در تاریکی و سیاهی در کمین انسان نشستند. برای آشنایی بهتر با این موجودات، تعدادی از آنها را دسته بندی های مکانی کرده ایم.


هیولاهای گیلان

شبح جنگل


یه چوم یه لنگ

این موجود افسانه ای به باور خرافی عده ای بسیار قوی و نیرومند است با هیکلی درشت و بی قوراه، با یک چشم بزرگ و نورانی در وسط پیشانی. این موجود یک پای بسیار بزرگ دارد و جای پای او به گفته کسانی که ادعای دیدن آن را دارند، به اندازه یک سینی بزرگ مسی است. این موجود عحیب در اعماق جنگل و جاهای بسیار دورافتاده و ترسناک زندگی می کند. ادعا می کنند این موجود قبل از حمله به قربانی هایش که معمولا تنها هستند، آنها را با نام و نشان صدا می زند. اینکه این هیولا نام انسان ها را از کجا می داند، معلوم نیست.

هیولاهای شهرستانی! (2)

غلیاوون


در باورهای خرافی مردم گیلان، غولی جنگلی در جنگل های تالش زندگی می کند. این غول حدود چهار متر قد دارد و در غارها و محل هایی که معمولا محل تردد انسان ها نیست زندگی م یکند و سنگ ها و تپه های بزرگ درخت را به راحتی جا به جا می کند و می تواند برای خود خانه های عجیب بسازد. این موجود خیالی عجیب با آنکه بسیار قدرتمند است، اما گفته می شود آسیبی به آدم ها وارد نمی کند.

سیاگالش

یکی از ایزدان باستانی ایران، ایزدی است به نام «گوش» یا «گئوشورون». این ایزد باستانی که ایزد نگهبان چهارپایان بوده، امروز به صورت یک افسانه درمیان مردم تالش باقی مانده است. در این افسانه «سیاگالش» چوپانی نیمه وحشی است که از مردم دوری می کند و گله ای از گاوهای وحشی دارد. می گویند او حافظ همه حیوانات جنگل است و خانه اش پناهگاه آنهاست. در قلمرو او، کسی اجازه شکار یا آزار رساندن به حیوانات را ندارد و کسانی که این مساله را نادیده بگیرند به سختی مجازات می شوند.

برخی از جنگل نشینان مدعی هستند سیاگالش می تواند به شکل گاوی با چشمان درشت، سم های تیز و شاخ های بلند تبدیل شود. همچنین می گویند گاهی سیاگالش به شکل پیرمردی درآمده و در بازار کره و ماست می فروشد.


هیولاهای مازندران

دختر لولوخورخوره


بم سری کیجا

در مازندران افسانه ای وجودداشت به نام «بم سری کیجا» به معنی «دختری در پشت بام». این شخصیت خیالی چیزی مانند لولوخورخوره بود و برای ترساندن بچه ها استفاده می شد. بچه های شلوغ و اذیت کن توسط بم سری کیجا دزدیده می شدند.

هیولاهای شهرستانی! (2)

پاگنده مازندرانی

یکی از موجودات افسانه ای که در میان مردم مازندران و به ویژه در حوالی شهرستان نور و روستاهای اطراف آن شناخته شده است و نه تنها مردم بومی بلکه برخی از مسافران و افرادی که در جنگل مشغول طبیعت گردی بودند، ادعای دیدن جای پا و رویت خود این حیوان را کرده اند. موجودی است شبیه به یک میمون بزرگ با قدی نزدیک به سه متر و بدنی پوشیده از پشم سیاه که برخی او را «آل» می نامند. 

اما به نام «پاگنده مازندران» هم معروف است. اهالی روستاهای این منطقه بارها ادعاهای دیدن رد پاهایی به طول نیم تا یک متر را گزارش کرده اند. داستان «پاگنده ها» و «یتی ها» و «ساسکواچ ها» داستانی قدیمی است که ارتباط مستقیم با کوهستان های مرتفع و جنگل های انبوه دارد و مختص ایران هم نیست. باور به این موجود در آمریکای شمالی و جنوبی، آفریقا و تبت و حتی در میان اسکیموها رواج بسیار دارد.

ونگ زن

موجود نامریی خیالی که در جنگل و سر جاده می نشیند و افراد تنها را به دام انداخته و با خود می برد. برخی باور دارند که «ونگ زن» فقط به دنبال دزدیدن نوزادان است.


....ادامه مطلب را از دست ندهید....


۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۵ ، ۱۵:۵۲
Matin Delove

قصه ها و افسانه ها و باورهای خرافی سینه به سینه از دوران غارنشینی به داستان های آفرینش رسیده و اهریمن زادگان در برابر فرشتگان و آفریده های خداوند صف آرایی کردند.


هیولاهای بختیاری

•    الازنگی


در باورهای خرافی منطقه بختیاری و لرستان موجودی افسانه ای به نام «الازنگی» وجوددارد. الازنگی یک غول آدمخوار است که قدرت تغییر چهره دارد ودر کوهستان ها با فریب و حیله مردم را گول زده با خود به غارش می برد و آنان را می خورد. در گذشته به کسانی که تنها به کوهستان می رفتند، هشدار داده می شد تا مواظب این غول باشند و گول افراد ناشناس را نخورند. درباره این موجود افسانه ای قصه جالبی وجود دارد. 

در قصه آمده که روزی هفت دختر به دلیل فقر خانواده شان در کوهستان رها می شوند تا آنکه الازنگی در شکل پیرمردی مهربان نزد آنان رفته، فریب شان داده و آنها را به غار خود می برد. یکی از این دختران به نام «تمتی» متوجه می شود که اگر به خواب برود توسط دیو خورده خواهدشد. پس با بریدن دست خود پاشیدن نمک بر آن بیدار مانده و با حیله و نیرنگ بالاخره دیو را فریب داده با تهیه وسایل فرار، خواهران خود را نجات داده و می گریزند. دیو که متوجه حیله تمتی می شود، آنان را تعقیب می کند، اما با زرنگی و حیله دختر، در رودخانه افتاده و هلاک می شود.

•    تپ تپو

هیولاهای شهرستانی! (1)

عشایر و ایلات بختیاری نیز به موجودی نامریی خیالی به نام «تپ تپو» باور دارند. این موجود هم چیزی نظیر همان بختک است. طبق باروهای خرافی می گویند او هم هنگام خواب خود را روی شخص انداخته او را خفه می کند. تپ تپو مهره هایی دارد که مانند گردنبند به گردش می اندازد و هنگامی که قصد رفتن سراغ قربانی خود را دارد، گردنبندش را روی مشک های آب می گذارد. به همین دلیل اگر شخصی موقع حمله تپ تپو فریاد بزند و آب بخواهد، تپ تپو او را رها کرده و فرار می کند. همچنین می گویند اگر گردنبند تپ تپو را بکشی، او آرزوهای انسان را برآورده خواهدکرد.


هیولاهای آذربایجان

گلیم گوش ها


گلیم گوش ها موجودات خیالی جالب و بامزه هستند. معلوم نیست اصل و ریشه این موجودات از کجاست. در داستان ها گفته شده مردمی کوتاه قد بودند. نویسنده کتاب «عجایب المخلوقات» آنان را «منسک» نامیده است که ظاهرا مخلوقاتی بی آزار بوده اند. آنها گوش های فیل مانند بسیار بزرگی داشتند که در موقع خواب یکی را تشک و دیگری را لحاف خود می کردند و هنگام بیداری می توانستند روی یکی از آنها نشسته و یا دیگری خود را مخفی کنند. درواقع در حالت نشسته به چیزی شبیه یک دلمه یا کلم شبیه می شدند. هنوز هم اگر کسی گوش های بزرگی داشته باشد به او می گویند شبیه «گلیم گوش ها» است.

شاه ماران

هیولاهای شهرستانی! (1)

در افسانه ها و باورهای خرافی آذربایجان غربی، موجودی وجود دارد موسوم به «شاه ماران». این افسانه به جز ایران در بخش هایی از ترکیه نیز رایج است. شاه ماران موجودی است با سر اسنان و بدن مار که البته از نظر همه مردم شخصیت منفی و بدی نیست.این گروه این باور خرافی را دارند که او نشانه برکت و دانایی است ودیدن او سبب گشایش در کارها می شود. براساس داستان های قدیمی، شاه ماران در قلعه ای بزرگ و دست نیافتنی به همراه مارهای دیگر زندگی می کرد. 

هرچند او دارای قدرت بسیار بود، اما قدرت دید چشمان شاه ماران بسیار معروف بود و او را قادر می ساخت تا کیلومترها دورتر را ببیند. داستان عشق شاه ماران به دختر پادشاه و کشته شدن او به دست نگهبانان شاه و در نهایت حمله مارها به شهرا و مردم، قصه ای شنیدنی و سرگرم کننده است. در برخی از نواحی روستایی آذربایجان مردم هنوز هم هنگام رویارویی با مارها این داستان را به یاد آورده و سعی می کنند تا خطری از سوی آنان وجود نداشته باشد و به این حیوانات آسیبی نرساند.


جنوبی ها بیشتر از مردم مناطق دیگر افسانه دارند


سعلوه

هیولاهای شهرستانی! (1)

سعلوه یک دیو زن است که بیشتر به سراغ مردان می رود. او می تواند چهره خود را تغییر داده، به شکل زنی زیبا تبدیل شود و سپس قربانی خود را فریفته و او را بکشد. سعلوه هم شباهت بسیار به افسانه های خون آشام دارد.

نسناس و دوستان ترسناک

بی تردید کناره های خلیج فارس و شهرهای جنوبی ایران یکی از مراکز مهم تولد بسیاری از افسانه های ایران زمین است.دریا و زندگی صیادی، دوری از بخش های داخلی فلات ایران، ارتباط مستقیم و گسترده با مهاجران و ملاحان هندی، آفریقایی و سامی و تحمل سال ها نفوذ اروپاییان باعث به وجود آمدن فرهنگی متفاوت و خارق العاده و متفاوت در کرانه های خلیج فارس نسبت به دیگر نقاط ایران شده است. این داستان ها و افسانه ها، بی اندازه شگفت انگیز و قابل تامل هستند. از آنجایی که در این مختصر امکان بررسی تمامی این قصه ها و افسانه ها نیست، بنابراین تنها به برخی از مهم ترین و رایج ترین آنها می پردازیم.


.....ادامه مطلب را از دست ندهید....


۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۹۵ ، ۱۹:۵۲
Matin Delove


اشاره:

روزی که شیطان تلفنی تماس گرفت و بی مقدمه گفت: "حاضرم رؤیای تو را تبدیل به واقعیت کنم"، به ناگاه شوکه شدم! باورم نمی شد! تنم خیس عرق شده بود! وحشت و ترس سرا پای وجودم را فرا گرفته بود! به هر زحمتی که بود خودم را جمع کردم و بالاخره قراری برای مصاحبه گذاشتم.


روز مصاحبه:

جناب شیطان با دو ساعت تاخیر حاضر شد. وقتی هم که رسید عذرخواهی کرد و گفت:

مأموریت خطیری پیش اومد که از دوستان ساخته نبود و می بایست خودم انجام می دادم.

پیش از انجام مصاحبه گفتم:

با چه تضمینی باور کنم که در جریان مصاحبه بر مبنای صداقت در گفتار سخن خواهی گفت؟ 

خندید و گفت: دلیلی ندارد دروغ بگویم. چون من به حربه ای مجهزم که اگر پرده از تمام اسرار من برداشته شود باز هم می توانم به خواسته های خود دست یابم.

گفتم: چه حربه ای؟

جواب داد: غفلت؛ انسانها را به خواب نوشین غفلت می برم و آن وقت نقشه هایم را عملی می کنم.


عبدالله: خودتان را معرفی کنید.

شیطان: فردی هستم از طایفه جن. مسمی به اسم خاص "ابلیس" و مشهور به اسم عام "شیطان"؛ البته اسامی و اوصاف دیگری هم دارم که چندان معروف نیستند نظیر وسواس، خنّاس، عزازیل، عفریت، شیصبان، حارث، مارد، غوی، رجیم،  ابو مره، ابولبین، مذموم، مرید و…(1)

عبدالله: پیشه و شغل شما چیست؟

شیطان: مشاغل فراوانی دارم؛ گاهی مسافر کشم؛ سر دو راهی حق و باطل می ایستم و مسافران را در جاده گمراهی در بست به سفر جهنم می برم. گاهی کشاورزم و بذر کینه و نفاق را در زمین دلها می افشانم. گاهی نقاشم؛ رنگ بطلان به چهره حقیقت می زنم و جامه کژی برقامت راستی می پوشانم. گاهی هم خلبانم؛ با بالهای وسوسه و القاء آنقدر بر فراز قلب آدمی چرخ می زنم تا باند مناسب برای فرود بیابم.(2)

عبدالله: دشمنی دیرینه ات با آدمی زاد از کجا سرچشمه می گیرد؟

شیطان: ماجرا از آن روزی شروع شد که صحنه آرای خلقت، دست به کار آفرینش آدم شد.(3) ملائک نه از روی اعتراض که از روی کنجکاوی گفتند: این موجود خاکی که می آفرینی بر روی زمین فسادها خواهد انگیخت و خونهای بسیارخواهد ریخت.اگر قصد تو طاعت بردن است که ما در فرمانبری مطاعیم. واگر مقصود تو تسبیح و تقدیس است که ما پیوسته در این کاریم.(4)

با ما بگوحکمت این کار در چیست؟  او در جواب فرمود:

در این کار رازهاییست سر به مهر؛ من آنچه را که در خشت خام می بینم شما در آینه هم نخواهید دید.(5)

اینچنین بود که خالق به واسطه این مخلوق نوپای دو پا به خود بالید و بر ما فخر فروخت؛ آنگاه فرمانمان داد که: "در مقابل این مخلوق خاکی به خاک سجده فرو افتید!"

تمامی فرشتگان بی درنگ  برآدم سجده بردند.

این فرمان اما بر من بسیار گران آمد؛ چه آنکه من سوابقی درخشان داشتم، تنها 6000هزار سال(6)(با حساب شما البته صد و نه میلیارد و پانصد میلیون سال دنیا(7))، خالصانه خدای را در آسمانها دوشادوش فرشتگان پرستیده بودم، آنقدر مستغرق در عبادت بودم که فرشتگان گمان می کردند که من نیز چون آنها فرشته ام، من نتوانستم بار این خفت را به دوش کشم. هر چه باشد آفرینش من از آتش بود وخلقت او از خاک، برتری من بر او چون آفتاب روز، روشن بود، من کجا می توانستم بر انسانی خاکزاد سجده برم.

آری، آن روز گستاخانه در برابر خالق ایستادم و متکبرانه از این فرمان سر باز زدم.

این شد که از درگاه ربوبی اش رانده شدم. از آن زمان به بعد کینه آدم را سخت به دل گرفتم و هر روز آتش این کینه در دلم شعله ورتر می شود.



عبدالله: این عبادتهای خالصانه که گفتی چگونه ترا از این تکبرورزی بازنداشت؟

شیطان: من به زعم خود از روی خلوص خدای را می پرستیدم حال اینکه از ابتدا شائبه شرک و نفاق در خداپرستی ام راه داشت و این امتحان، شرک و نفاقم را آفتابی کرد.


.....ادامه مطلب را از دست ندهید....


۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۵ ، ۲۱:۱۴
Matin Delove

ابوبکر بغدادی  رهبر داعش که خود را خلیفه عراق و شام می‌خواند، با انتشار یک پیام ویدئویی از چهره خود رونمایی کرد و ظاهری متفاوت‌تر از ایمن‌الظواهری، رهبرالقاعده ارائه داد.

خطبه ابوبکر البغدادی که به 7 زبان ترجمه شد چه بود؟

ابوبکر بغدادی که سابقۀ طولانی در تروریسم دارد در ویدئوی جدید با اشاره به "امانت بزرگی که به وی واگذارشده" گفت: اگر از خدا اطاعت می‌کنید، از من هم اطاعت کنید.

وی که ردا و دستار سیاهی پوشیده بود افزود: من ولی امر شما هستم؛ هر چند بهترین شما نیستم اما اگر مرا برحق می‌دانید به من یاری دهید.

این خطبه به مناسبت اولین جمعه ماه رمضان ایراد شده است.

بغدادی در بخش دیگری از این خطبه که به 7 زبان زنده دنیا ترجمه شده، می‌گوید: اگر مرا برحق نمی‌دانید به راه حق برگردانید و تا زمانی که من تابع پرودگار هستم، از من پیروی کنید.

وی افزود: ما فرمان یافته ایم برای برپایی دین، با دشمنان خدا بجنگیم... و این کار جز با نیرو و قدرت محقق نمی شود.

روز یکشنبۀ گذشته، گروه تروریستی داعش با اعلام تأسیس خلافت اسلامی، نام خود را از "دولت اسلامی در عراق و شام" به "دولت اسلامی" تغییر داد. همزمان، ابوبکر بغدادی نیز خود را خلیفه و ملقب به "ابراهیم" خواند.

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ شهریور ۹۵ ، ۱۸:۴۶
Matin Delove

بر اساس گزارش های نیمه رسمی نزدیک 70 فرقه شیطان پرستی در کشور فعال هستند که به صورن برنامه ریزی شده و هدفمند در حال جذب نیرو هستند.
در همین حال آشنایی با ظاهر این افراد در داخل کشور و مفهوم پوشش و علائم آنها می تواند در شناسایی و برخورد با آنها موثر باشد.
ذکر این نکته ضروری است که بسیاری از جوانان از روی ناآگاهی از این پوشش وعلائم استفاده می کنند که بیان این گونه مطالب ضمن اینکه می تواند برای آنها روشنگر باشد، نباید باعث سوء ظن نادرست به جوانان شود.


انگشتر‌های خاص تیغ دار، دستبندهای عجیب، گردنبندهای اسکلتی با موهای بلند یا سر طاس، نشانه‌های ویژه گروههای همسو با شیطان پرستی است که حضور افرادی با چنین ظاهری هر چند انگشت شمار اما هشدار دهنده است.

از دیگر نشانه های این افراد مدل موهای عجیب و غریب شان است اکثرا ابروهایشان را می تراشند یا به سمت بالا طراحی می کنند، رنگ آرایششان اغلب مشکی، بنفش و قرمز تند است، پوست بدنشان را با اشکالی مانند جمجمه، صورتک‌های شیطانی و سمبل‌ها خالکوبی می‌کنند، لباس‌هایشان از جنس جیر و چرم و اکثرا به رنگ مشکی و قرمز می‌باشد، چکمه‌های چرمی ساق بلند که اغلب با فلز تزئین شده است می‌پوشند. افراد وابسته به این فرقه مانند فراماسون‌ها از برخی علائم و نمادهای رفتاری نیز برای ابراز همراهی با این فرقه استفاده می‌کنند. یکی از این علائم دست شیطان (یا کرنوتی در ایتالیایی) به معنی حکومت شیطان است. این علامت جهانی از سوی سیاستمداران، افراد مشهور و گروه‌های «هوی متال»، برایاظهار وفاداری به نیروهای شیطانی به کار می‌رود و علامت بصری به معنای «سلام شیطان» است.

اما نکته مهمتر تحلیل علائم و نمادهای فرقه های شیطان‌پرستی است.
شیطان‌پرستان دارای سمبل‌ها و نشانه‌هایی هستند که حتما همه ما بعضی از آنها را بروی تی‌شرت‌‌ها، زیورآلات و بدلیجات، کمربند، دستبند، بازوبند، کلاه و… دیده ایم. بد نیست تا معانی برخی از این علائم را بدانیم:


....علائم و معرفی آنان به همراه عکس ها در ادامه مطلب.....


۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ شهریور ۹۵ ، ۱۵:۰۳
Matin Delove